25 فرهنگ

hold

/hōld/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

نگه دارید، نگاهداری، نگه داشتن، گرفتن، نگاه داشتن، در دست داشتن، چسبیدن، منعقد کردن، باز داشتن، جا گرفتن، تصرف کردن