25 فرهنگ

hob

/häb/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

پختن، حقه، سنبه قالب، شوخی فریب امیز، گل میخ زدن، باسنبه یا میله بریدن، با دندانه ماشین و غیره بریدن