25 فرهنگ

groove

/gro͞ov/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

شیار، گودی، خط، خیاره، کانال، خان تفنگ، کار جاری و یکنواخت، عادت زندگی، خط انداختن، شیار دار کردن، تن در دادن