26 فرهنگ

gliding

/ˈglīdiNG/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

هواپیمای بدون سرنشین، سر خوردن، سریدن، اسان رفتن، نرم رفتن، پرواز کردن بدوننیروی موتور