26 فرهنگ
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
frowziest
/ˈfrouzē/
دیکشنری انگلیسی به فارسی
پربارترین، شلخته، چرک، پلید، پوسیده، ترشیده، بد بو