25 فرهنگ

forge

/fôrj/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

جعل، کوره اهنگری، دمگاه، کوره قالگری، تهیه جنس قلابی، ساختن، کوبیدن، جعل کردن، اسناد ساختگی ساختن، اهنگری کردن، جلو رفتن