26 فرهنگ

dispossesses

/ˌdispəˈzes/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

از بین بردن، از تصرف محروم کردن، دور کردن، بیرون کردن، رها کردن، خلع ید کردن، بی بهره کردن، محروم کردن