26 فرهنگ

deteriorates

/diˈti(ə)rēəˌrāt/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

خراب می شود، فاسد شدن، خراب کردن، بدتر کردن، روبزوال گذاشتن، عیب دار کردن