25 فرهنگ

detail

/diˈtāl,ˈdētāl/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

جزئیات، تفصیل، جزء، تفاصیل، حساب ریز، فقره، بتفصیل شرح دادن، شرح دادن، بتفصیل گفتن، بکار ویژهای گماردن، ماموریت دادن