25 فرهنگ

clearance

/ˈkli(ə)rəns/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

ترخیص کالا از گمرک، ترخیص، اجازه، زدودگی، اختیار، برداشتن مانع، روزنه، رخصت، صافی