25 فرهنگ

bosom

/ˈbo͝ozəm/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

ساحره، سینه، بغل، بر، پیش سینه، در اغوش حمل کردن، بااغوش باز پذیرفتن، دارای پستان شدن، عزیز کردن، رازی را در سینه نهفتن، خودمانی