26 فرهنگ

bids

/bid/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

پیشنهادات، پیشنهاد، مزایده، فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، قیمت خریدرا معلوم کردن