26 فرهنگ

barrow

/ˈbarō/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

بارو، چرخ دستی، چرخ دوره گردها، کوه یخ، زنبه، قطعه عظیم یخ، پشته، توده، کوه، تپه، خاک کش، خنازیر، ماهور