25 فرهنگ

associated

/-SHē-,əˈsōsēˌātid/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

مرتبط است، شریک کردن، مصاحبت کردن، وابسته کردن، امیزش کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، معاشرت کردن