arrangement/əˈrānjmənt/دیکشنری انگلیسی به فارسیآرایش، تنظیم، ترتیب، نظم، مقدمات، قرار، ارایش، تمهید، طبقه بندی، تصفیه، چیدن نان و شراب عشای ربانی روی میز