25 فرهنگ

alternative

/ôlˈtərnətiv/

دیکشنری انگلیسی به فارسی

جایگزین، چاره، شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، دیگر، متناوب، متبادل، تناوبی، نوبتی، نوبهای