26 فرهنگ

گرد بر خاطر دیدن

لغت‌نامه دهخدا

گرد بر خاطر دیدن . [ گ َ ب َ طِ دی دَ ] (مص مرکب ) گرد بر خاطر نشستن . غمگین شدن . اندوهناک شدن :
دوم چون مرکبت را پی بریدند
وز آن بر خاطرت گردی ندیدند.

نظامی (خسرو و شیرین ).