گرد بر خاطر دیدنلغتنامه دهخداگرد بر خاطر دیدن . [ گ َ ب َ طِ دی دَ ] (مص مرکب ) گرد بر خاطر نشستن . غمگین شدن . اندوهناک شدن : دوم چون مرکبت را پی بریدندوز آن بر خاطرت گردی ندیدند.نظامی (خسرو و شیرین ).