26 فرهنگ

کنیع

لغت‌نامه دهخدا

کنیع. [ ک َ ] (ع ص ) شکسته دست . || مائل از راه . || (اِ) گرسنگی سخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).