کلیچه پز
لغتنامه دهخدا
کلیچه پز. [ ک ُ چ َ / چ ِ پ َ ] (نف مرکب ) آنکه کلیچه پزد. آنکه کار وی پختن کلیچه باشد :
نه آتش گل باغ جمشید بود
کلیچه پز خوان خورشید بود.
و رجوع به کلیچه شود.
نه آتش گل باغ جمشید بود
کلیچه پز خوان خورشید بود.
و رجوع به کلیچه شود.