ژورک
لغتنامه دهخدا
ژورک . [ ژَ / ژُورَ ] (اِ) پرنده ای است سرخ رنگ به بزرگی گنجشک و بعضی گویند پرنده ای است که سر و گردن او سرخ میباشد و او را سرخاب گویند. (برهان ). پرنده ای است سرخ فام به مقدار گنجشکی . (جهانگیری ). ژولک . سُرخاب :
شارک چو مؤذن به سحر حلق گشوده
وان ژورک و آن صعوه از آن داده اذان را.
رجوع به ژوژک شود.
شارک چو مؤذن به سحر حلق گشوده
وان ژورک و آن صعوه از آن داده اذان را.
رجوع به ژوژک شود.