چپ زدن
لغتنامه دهخدا
چپ زدن . [ چ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) گمان میکنم بمعنی سیلی و تپانچه زدن باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
در چپ زدن خرد شوی راست
دانی چپ خود ز جانب راست
دانسته شوی بکار دانی
بر سر صحیفه ٔ معانی .
- خود را به کوچه ٔ علی چپ زدن ؛ کنایه است از تجاهل کردن درامری یا اظهار آشنائی نکردن با کسی . رجوع به چپ شود.
در چپ زدن خرد شوی راست
دانی چپ خود ز جانب راست
دانسته شوی بکار دانی
بر سر صحیفه ٔ معانی .
- خود را به کوچه ٔ علی چپ زدن ؛ کنایه است از تجاهل کردن درامری یا اظهار آشنائی نکردن با کسی . رجوع به چپ شود.