26 فرهنگ

چرخ دار

لغت‌نامه دهخدا

چرخ دار. [ چ َ ] (نف مرکب ) بمعنی کماندار است . (آنندراج ). دارنده ٔ کمان . آنکس که با کمان تیراندازی کند :
ز شه برجی قضا را چرخداری
ملک را دید در میدان برابر.

حکیم ازرقی (از آنندراج ).