نظافت
لغتنامه دهخدا
نظافت . [ ن َ ف َ ](ع اِمص ) پاکیزگی . (بحر الجواهر) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). پاکی . (ناظم الاطباء). مقابل قذارت . (یادداشت مؤلف ). نظافة. رجوع به نظافة شود.
- نظافت دادن ؛ پاک و پاکیزه کردن . رفت و روب کردن :
همه به سجده نظافت دهد مساجد را
بلی منظف مسجد بود دم روباه .
- نظافت کردن ؛ در تداول ، نظافت دادن . پاک و پاکیزه کردن .
- نظافت دادن ؛ پاک و پاکیزه کردن . رفت و روب کردن :
همه به سجده نظافت دهد مساجد را
بلی منظف مسجد بود دم روباه .
- نظافت کردن ؛ در تداول ، نظافت دادن . پاک و پاکیزه کردن .