نتایج
لغتنامه دهخدا
نتایج . [ ن َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ نتیجه . (از فرهنگ نظام ). رجوع به نتیجه شود. || سرانجام ها. ماحصل ها. (ناظم الاطباء). عواقب : از نتایج عاقبت آن [ محنت ] غافل بودی . (کلیله و دمنه ).
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است .
|| زادگان . موالید : این خصلت از نتایج طبع زمان است . (کلیله و دمنه ). در تمام معانی رجوع به نتیجه شود.
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است .
|| زادگان . موالید : این خصلت از نتایج طبع زمان است . (کلیله و دمنه ). در تمام معانی رجوع به نتیجه شود.