میمون
لغتنامه دهخدا
میمون . [ م َ مو ] (اِخ ) ابن اقرن . وی بعد از ابی الاسود الدؤلی در علوم عربیه امام مقدم است . نحو و سایر علوم عربی را از ابی الاسودالدؤلی آموخت و عنبسةبن معدان الفیل از وی أخذ علوم عربی کرده است . (از ابن الندیم ) (از معجم الادباء).