منکلوسلغتنامه دهخدامنکلوس . [ ] (اِ) ظاهراً طعامی بوده است مرکب از کشک (ترف ) و گردو و مرغ . (یادداشت مرحوم دهخدا) : رو منکلوس کن تو به ترف و به گوز تردهقان غاتفر دهدت مرغ پروره .سوزنی (یادداشت ایضاً).