مساحت گر
لغتنامه دهخدا
مساحت گر. [ م َ ح َ گ َ ] (ص مرکب ) مسّاح . مساحت دار. مساحت کننده :
مساحتگران داشت اندازه گیر
بر آن شغل بگماشته صد دبیر.
چون مساحت گران دریایی
زد در آن خم به آب پیمایی .
مساحتگران داشت اندازه گیر
بر آن شغل بگماشته صد دبیر.
چون مساحت گران دریایی
زد در آن خم به آب پیمایی .