مرة
لغتنامه دهخدا
مرة. [ م ُرْ رَ ] (ع ص ، اِ) مؤنث مر، به معنی تلخ ، در مقابل حلو. ج ، مرائر، برخلاف قیاس . (از اقرب الموارد). || بودن شخص بخیل نسبت به مال خود تا وقتی زنده باشد. حالت شخصی که در زمان حیات خود در مورد مال خویش بخل بورزد سپس آن را بوسیله ٔ وصیتهایی بر پایه ٔ هوای نفس تبذیر کند. || بخیل و نظرتنگ و شحیح . (از اقرب الموارد). || درختی و یا تره ای تلخ . (منتهی الارب ). درخت یا بقله ای است . (از اقرب الموارد). ج ، مُرّ، اَمرار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
- ابومرة ؛ کنیه ٔ ابلیس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به ابومرة شود.
- || فرعون . (دهار).
- ابومرة ؛ کنیه ٔ ابلیس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به ابومرة شود.
- || فرعون . (دهار).