26 فرهنگ

محمود

لغت‌نامه دهخدا

محمود. [م َ ] (اِخ ) ابن عمادالدین زنگی بن آق سنقر، مکنی به ابوالقاسم و ملقب به نورالدین والملک العادل ، (511 - 569 هَ . ق .). در حلب به دنیا آمد و فرماندهی آنجا را از پدر به ارث برد و دمشق و مشرق سوریه و دیاربکر و جزیره و مصر و موصل و قسمتی از مغرب اسلامی و یمن را به متصرفات خود ملحق نمود. معروف است که مردی خردمند و عادل بود. مدرسه ٔ عادلیه و دارالحدیث از اوست . پس از مرگ در قلعه ٔ دمشق به خاک سپرده شد. و از آنجابه مدرسه ٔ عادلیه برده شد. وی در جنگهای صلیبی پیروزیهایی بدست آورده است . (از اعلام زرکلی ج 3 ص 1016).