محمل گشادنلغتنامه دهخدامحمل گشادن . [ م َ م ِ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) باز کردن کجاوه از پشت شتر وجز آن . || رحل اقامت افکندن : ابر بین آمده چون جوهری از دریابر سر چارسوی باغ گشاده محمل .حسن دهلوی .