26 فرهنگ

محمد

لغت‌نامه دهخدا

محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عبداللطیف بن محمدبن ثابت خجندی ، ملقب به صدرالدین . وی درسنه ٔ 542 هَ . ق . اصفهان را تسلیم محمد و ملکشاه پسران محمودبن محمدبن ملشکاه سلجوقی نمود و مورد خشم سلطان مسعود قرار گرفت . ناچار از اصفهان بیرون رفته به خدمت جمال الدین جواد وزیر موصل پناه برد. رجوع به تاریخ السلجوقیة عماد کاتب ص 219 و تعلیقات مرحوم قزوینی بر لباب الالباب شود.