قصارت
لغتنامه دهخدا
قصارت . [ ق َ رَ ] (ع مص ) قصارة. جامه شستن یعنی پیشه به گازری ، و به فارسی با لفظ کردن مستعمل است . (آنندراج ) :
امام شهر که سجاده میکشید به دوش
بخون دختر رز خرقه را قصارت کرد.
رجوع به قصارة شود.
امام شهر که سجاده میکشید به دوش
بخون دختر رز خرقه را قصارت کرد.
رجوع به قصارة شود.