قدسی هروی
لغتنامه دهخدا
قدسی هروی . [ ق ُ ی ِ هَِ رَ ] (اِخ ) (مولانا...) هروی است و شیرین گفتار و شیرین کردار است ، و مرض لقوه دارد، و از این جهت آب بسیار بی اختیار از دهان او روان است و قطره قطره از آن چکان ، و در این بیت گفته :
با وجود چنین دهن که مراست
شعر گویم که آب از آن بچکد.
این مطلع هم از او است :
ای که منعم میکنی از دیدن آن گل عذار
حالت دل را نمیدانی مرا معذور دار.
با وجود چنین دهن که مراست
شعر گویم که آب از آن بچکد.
این مطلع هم از او است :
ای که منعم میکنی از دیدن آن گل عذار
حالت دل را نمیدانی مرا معذور دار.