26 فرهنگ

قاضی محمد

لغت‌نامه دهخدا

قاضی محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) معصوم از مردم شوشتر و قاضی آن شهر بود. این بیت او راست :
گیرم که در لباس توان کرد عاشقی
دیوانگی چگونه توان کرد در لباس .

(از قاموس الاعلام ترکی ).