26 فرهنگ

قاسم

لغت‌نامه دهخدا

قاسم . [ س ِ ] (اِخ ) ابن عیسی بن ادریس بن معقل ، مکنی به ابودلف و مشهور به عجلی از خاندان بنی عجل بن لجیم . بزرگ خاندان خود و امیر کرخ و یکی از بزرگان بود.رجوع به وفیات الاعیان ج 1 ص 423 والاغانی طبعة الدار ج 8 ص 248 و سمط اللئالی ص 331 و مرزبانی ص 334 و نویری ج 4 ص 249 و تاریخ بغداد ج 12 ص 416 و هبة الایام بدیعی ص 93 و 103 والاعلام زرکلی چ 2 ج 6 ص 13 و ابن الندیم و ذکر اخبار اصبهان چ لیدن ج 2 ص 160 و ابودلف شود.