فاطی
لغتنامه دهخدا
فاطی . (اِ) مخفف فاطمه . (یادداشت بخط مؤلف ).
- امثال :
این حرفها برای فاطی تنبان نمیشود ، نظیر: قبر آقا گچ میخواهد و آجر. (امثال و حکم چ 2 ج 1 ص 233)؛ منظور این است که این سخن مرا قانع نمیکند، یا آنچه میگویی به درد من نمیخورد.
- امثال :
این حرفها برای فاطی تنبان نمیشود ، نظیر: قبر آقا گچ میخواهد و آجر. (امثال و حکم چ 2 ج 1 ص 233)؛ منظور این است که این سخن مرا قانع نمیکند، یا آنچه میگویی به درد من نمیخورد.