غزل برداشتن
لغتنامه دهخدا
غزل برداشتن . [ غ َ زَ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) غزل سراییدن . غزل گفتن . غزل خواندن :
غزل برداشته رامشگر رود
که پدرود ای نشاط و عیش پدرود.
مطرب از درد محبت غزلی خوش برداشت
که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود.
غزل برداشته رامشگر رود
که پدرود ای نشاط و عیش پدرود.
مطرب از درد محبت غزلی خوش برداشت
که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود.