26 فرهنگ

غری

لغت‌نامه دهخدا

غری . [ غ َ ] (اِخ ) بتی که بر روی آن گوسفندهای قربانی را ذبح میکردند. (از معجم البلدان ). اسم صنم کان یطلی به و یذبح علیه . (تاج العروس ).