عکرمة
لغتنامه دهخدا
عکرمة. [ع ِ رِ م َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ بریری مدنی ، مکنی به ابوعبداﷲ. از موالی عبداﷲبن عباس . وی تابعی بود و از داناترین مردم در تفسیر و غزوات بشمار می آمد. عکرمة به سال 25هَ . ق . متولد شد و بعدها به سیاحت بلاد پرداخت و بیش از سیصدتن از وی روایت دارند که در حدود هفتادتن آنان از تابعیانند. وی مدتی در مغرب بسر برد سپس به مدینه بازگشت و به سال 105 هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی به نقل از تهذیب التهذیب و حلیةالاولیاء و ابن خلکان ). و رجوع به تاریخ سیستان ص 18 شود.