26 فرهنگ

عملة

لغت‌نامه دهخدا

عملة. [ ع ِ ل َ ] (ع اِ) کرده شده ، هرچه باشد. (منتهی الارب ). آنچه کرده شده است . (از اقرب الموارد). || هیئت کار کردن . (منتهی الارب ). هیئت عمل . (از اقرب الموارد). || بدی و فساد دلی . (منتهی الارب ). باطن شخص در بدی و شر. (از اقرب الموارد). || مزد کاری . (منتهی الارب ). مزد کار و عمل . (از اقرب الموارد). عُملة. رجوع به عُملة شود.