26 فرهنگ

عمادی

لغت‌نامه دهخدا

عمادی . [ ع ِ ] (حامص ) (از: عماد + یاء مصدری ) ستون بودن :
بسته در زنجیر، شادی چون کند؟
چوب اشکسته ، عمادی چون کند؟

مولوی .