26 فرهنگ

عقال

لغت‌نامه دهخدا

عقال . [ ع ُق قا ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاقِل .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). خردمندان :
دل ای حکیم بر این معبر هلاک مبند
که اعتمادنکردند بر جهان عقال .

سعدی .