طاهر
لغتنامه دهخدا
طاهر. [ هَِ ] (اِخ ) ابن رشید. او را از سیف بن محمد به روایت از اعمش خبر باطلی است . ازدی گوید: نمیدانم او در این حدیث به دروغ پرداخته یا سیف ؟ -انتهی . و حدیث او پس از رفع (معنعن کردن ) این است از سیف از اعمش از ابوصالح از ابوهریره عادت به نیکی کنیدچه نیکی عادتی است . (از لسان المیزان ج 3 ص 206).