صیدگاه
لغتنامه دهخدا
صیدگاه . [ ص َ/ ص ِ ] (اِ مرکب ) شکارگاه . جای صید. جائی که شکار بدانجا برود. نخجیرگه :
صیدگاه ملک دادگر عادل را
بازنشناختم امروز همی از محشر.
گر خاک صیدگاهش بگذارد آسمانها
بهر حنوط رضوان تحفه برد شمالش .
صیدگاهش ز خون دریا جوش
گاه گرگینه گه پلنگی پوش .
ناتوان مرغی چو من در صیدگاه حشر نیست
می پرم چون رنگ نتوان دید پرواز مرا.
رجوع به صیدگه شود.
صیدگاه ملک دادگر عادل را
بازنشناختم امروز همی از محشر.
گر خاک صیدگاهش بگذارد آسمانها
بهر حنوط رضوان تحفه برد شمالش .
صیدگاهش ز خون دریا جوش
گاه گرگینه گه پلنگی پوش .
ناتوان مرغی چو من در صیدگاه حشر نیست
می پرم چون رنگ نتوان دید پرواز مرا.
رجوع به صیدگه شود.