صغیرة
لغتنامه دهخدا
صغیرة. [ ص َ رَ ](ع ص ) تأنیث صغیر. رجوع به صغیر شود. || گناه خرد. (مهذب الاسماء). مقابل کبیرة :
اقرار کرده بر گنه خود به سرّ و جهر
نی شرم از صغیره و نه از کبیره ننگ .
به یک صغیره مرا رهنمای شیطان بود
به صد کبیره کنون رهنمای شیطانم .
رجوع به کبیرة شود.
اقرار کرده بر گنه خود به سرّ و جهر
نی شرم از صغیره و نه از کبیره ننگ .
به یک صغیره مرا رهنمای شیطان بود
به صد کبیره کنون رهنمای شیطانم .
رجوع به کبیرة شود.