صرع
لغتنامه دهخدا
صرع . [ ص َ / ص ِ ] (ع مص ) افکندن . (ترجمان جرجانی ) (دهار). بیوکندن . (زوزنی ). بر زمین افکندن کسی را. (منتهی الارب ). افتادن و از پای درآمدن . || شعر را مصرع گردانیدن . دو مصراع گردانیدن بیت را. دو مصراع ساختن هر بیت را. (آنندراج ). || صاحب دو در گردانیدن باب را. (منتهی الارب ). در خانه را دو طاق گردانیدن .