صدیقان
لغتنامه دهخدا
صدیقان . [ ص ِدْ دی ] (اِ) ج ِ صدیق :
عالم اندر میانه ٔ جهال
مثلی گفته اند صدیقان .
اگر من خدای را عز و جل چنین پرستیدمی که توسلطان را، از جمله ٔ صدیقان بودمی . (گلستان چ فروغی جزو کلیات چ بروخیم ص 46).
عالم اندر میانه ٔ جهال
مثلی گفته اند صدیقان .
اگر من خدای را عز و جل چنین پرستیدمی که توسلطان را، از جمله ٔ صدیقان بودمی . (گلستان چ فروغی جزو کلیات چ بروخیم ص 46).