صالح
لغتنامه دهخدا
صالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن محمد همدانی . شیخ طوسی در رجال گاهی او را در عداد اصحاب امام جواد محمدبن علی (ع ) و گاهی در شمار اصحاب امام هادی علی بن محمد الجواد (ع ) ذکر کرده است و گوید: ثقه است . در خلاصه و رجال ابن داود و وجیزه و بلغة و حاوی نیز عین همین مطالب منقول است . در جامعالرواة آمده که : ابوصالح شعیب بن عیسی از وی روایت کند. (تنقیح المقال ج 2 ص 94).