شقایق نعمان
لغتنامه دهخدا
شقایق نعمان . [ ش َ ی ِ ق ِ ن ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شقائق النعمان . لاله ٔ کوهی . آلاله . (یادداشت مؤلف ) :
باغها داشتم پر از گل سرخ
دشتها پر شقایق نعمان .
چنان کنیم کنون روی کوه را که شود
ز خون دشمن تو پر شقایق نعمان .
و رجوع به شقایق وشقایق نعمانی و شقائق النعمان شود.
باغها داشتم پر از گل سرخ
دشتها پر شقایق نعمان .
چنان کنیم کنون روی کوه را که شود
ز خون دشمن تو پر شقایق نعمان .
و رجوع به شقایق وشقایق نعمانی و شقائق النعمان شود.