شفقت بردن
لغتنامه دهخدا
شفقت بردن . [ ش َ ق َ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) دلسوزی داشتن . رحمت آوردن . رقت آوردن :
شه چو شفقت برد فرازآیند
بر عملهای خویش بازآیند.
رحمتی کن که به سر میگردم
شفقتی بر که به جان میسوزم .
شه چو شفقت برد فرازآیند
بر عملهای خویش بازآیند.
رحمتی کن که به سر میگردم
شفقتی بر که به جان میسوزم .